امروز : شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۴
تاریخ : ۱۳۹۴/۱۱/۱۰ - ۸:۴۳ ذخیره فایل ارسال به دوستان

راهبرد شوم جبهه استکبار به سرکردگی آمریکا

آنچه نگران کننده است بدعهدی شیطان بزرگ آمریکاست، چه آن که در اولین روز پسابرجام خبرهایی از تحریمهای جدید از ناحیه آمریکا به گوش رسید و اظهاراتی از ناحیه برخی سیاستمداران آمریکایی مطرح می گردد که کاملاً موجب بدگمانی می باشد.

متن یادداشت حجت الاسلام والمسلمین ابوالقاسم علیزاده با عنوان «راهبرد شوم جبهه استکبار به سرکردگی آمریکا» به شرح ذیل است:

تمرکز نظام سلطه و جبهه استکبار به سرکردگی آمریکا در منطقه و حوزه جهان اسلام و نیز جمهوری اسلامی ایران به عنوان کانون اصلی مقاومت و مجاهدت با ظلم و کفر جهانی، به خوبی نشان می دهد که اصلی ترین راهبرد شوم دشمنان اسلام به فرسایش کشاندن توان و قدرت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی است که در دو میدان منطقه و جهان اسلام و عرصه داخلی جمهوری اسلامی، مدتهاست دنبال می گردد.

به  راه انداختن جنگهای نیابتی و گستراندن فتنه تروریسم با تولید و تقویت جریانهای تکفیری و داعشی آن هم با میدان داری و حمایت آشکار و پنهان کشورهای وابسته و در نهایت از بین بردن زیرساختها و منابع پشتیبان زندگی مردم مسلمان و مظلوم کشورهای اسلامی همچون یمن، سوریه، عراق، لیبی، افغانستان، لبنان، فلسطین و… با آواره کردن میلیونها انسان بی پناه، در کنار اعمال فشار بر کشورهایی همچون ایران اسلامی که به  منزله کانون حمایت از اتحاد و بیداری امت اسلام و نجات و رهایی انسانهای تحت ظلم، شناخته می شود، جای هیچ تردیدی نسبت به راهبردها و توطئه های مرموز و شوم استکبار جهانی به ویژه آمریکای جهانخوار باقی نگذارده است.

حضور نظامیان آمریکا و برخی کشورهای غربی در جای  جای مناطق اسلامی ازجمله خلیج همیشه فارس و دریای عمان، در کنار دخالتهای گوناگون سیاسی در امورات کشورها و تهاجمات گسترده ی نرم افزاری اعم از فرهنگی و رسانه ای و اطلاعاتی و امنیتی، بهترین گواه بر طمع جدی جبهه استکبار و چشم داشتن به ثروت و منابع عظیم جغرافیای جهان اسلام می باشد. نظام سلطه برای رسیدن به اهداف شوم خود قطعاً راهبردها و نقشه ها و تاکتیکهایی را به اقتضای شرایط زمان و مکان در دستور کار داشته و دارد.

آنچه اصل مسلم برای غرب و سران کشورهای زورگوی مستکبر است، منافع خود آنان است، این همان حقیقتی است که هرگز نباید مورد غفلت قرار بگیرد. البته گاهی با توسل به زور و قدرت نظامی و گاهی با حربه فتنه گری و راه انداختن جنبشهای رنگین و مخملی و گاهی هم ممکن است با عقب نشینی های تاکتیکی و لبخندها و گوشه چشم نشان دادنهای مقطعی که جز نقابی بر چهره کریه و دندانهای تیز گرگهای گرسنه و در کمین نشسته نمی باشد، ظاهر می شوند. چه آن که از قدیم نیز گفته اند: «هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیرد.»

نمونه بارز این امر به  راه انداختن ائتلاف دروغین برای مبارزه با جریانهای تروریستی داعش است که خود عامل شکل گیری آن ها بوده اند. به  راستی اگر در تقابل و مبارزه با موج تکفیر و حرکتهای غیرانسانی و ضدبشری داعش و حامیان وهابی منطقه ای آن ها سد عظیم اراده سلحشوران عرصه مقاومت و جهاد به نمایندگی از عموم امت اسلام (شیعه و سنی) قرار نمی گرفت و در همان هجمه های اولیه موفق می شدند بر عراق و سوریه و شهرهای مقدس و مذهبی، تسلط یابند و به عبارتی به وظائف ابلاغی اربابانشان به خوبی عمل می نمودند، آیا اکنون شاهد شکل گیری چنین ائتلافهای دروغینی بودیم؟

طبیعی است اکنون که تیرشان به سنگ خورده و به فضل الهی شعله های آتش فتنه جنگهای قومی و مذهبی دامن خودشان را فرا گرفته و می رود تا افکار عمومی جهان از دستهای مرموز پشت پرده این حوادث دردناک و مصیبت بار با خبر گردد، به  ناگاه داعیه دلسوزتر از مادر شده و البته باز هم به بهانه آزادسازی سرزمینهای اشغالی از دست داعش در عراق، شهرها را به طور صددرصد تخریب و به  سان سرزمین سوخته درآورده تا دیگر امیدی برای ساکنان آواره برای بازگشت به موطنشان باقی نماند و بدین  سان زمینه را برای توطئه دیگری یعنی تجزیه سرزمینهای اسلامی فراهم نمایند. بنابراین در ادبیات جبهه استکبار چیزی به نام منافع ملت ها وجود ندارد چه آن که در پوشش حمایت از مردم منطقه و ائتلاف علیه داعش، توطئه و فتنه ای دیگر نهفته است که البته از گرگ جز گرگی انتظار نمی رود. چنان که در محیط بین الملل نیز با حربه آزادی و دمکراسی و حقوق بشر، بشریت را به مسلخ برده و حقوق ملتها و هویت آزادی و دمکراسی را به بازی گرفته اند! از طرفی بودجه دو میلیارد و سیصد دلاری در برنامه سال ۲۰۱۶ آمریکا برای به  اصطلاح ارتقاء و ترویج دمکراسی در چند کشور ازجمله ایرانی که از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون بیش از ۳۶ انتخابات آزاد را تجربه کرده است، تصویب و منظور می نمایند و از طرفی از رژیم سلطنتی و دیکتاتوری عربستان برای کشتار بی رحمانه ملت مظلوم یمن حمایت و پشتیبانی می کنند، آیا این تناقضات را چگونه باید توجیه کرد جز با باورداشت خوی استکباری و درنده خویی شیطان بزرگ آمریکا!

عقب نشینی تاکتیکی آمریکا

جبهه استکبار به ویژه آمریکا از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی با ملت بزرگ ایران در تقابل جدی بوده است، چه آن که از مردم ایران بارها سیلی خورده و به فضل الهی طعم تلخ شکست را چشیده است، اکنون که همزمان با عملیاتی شدن برجام و لغو تحریمهای مرتبط با پرونده هسته ای ایران، موضوع آزادسازی و تبادل زندانیان آمریکایی و ایرانی و نیز توقف طرح محدودیت ویزا و هم چنین آزادسازی بخشی از پولهای بلوکه  شده ایران نزد بانکهای آمریکایی که از قبل پیروزی انقلاب به دنبال فروش نفت به اسرائیل، بلاتکلیف مانده بود به مبلغ یک  میلیارد و هفتصد  میلیون دلار با پیگیری  های فراوان آزاد می  گردد، جای این سؤال در افکار عمومی است که انگیزه و علت اصلی در عقب نشینی هرچند محدود آمریکا چیست؟ و آیا با آنچه رئیس جمهوری آمریکا بیان کرد که ما برای انتخابات آینده ایران برنامه داریم، ارتباطی نخواهد داشت؟!

البته هر احتمالی از ناحیه دشمن مکار و حیله گر می رود ولی آنچه نباید از آن غفلت نمود، قدرت بازدارنده و اقتدار عزت بخش ملت بزرگ ایران است که با پشتوانه صبر و مقاومت، دشمن قلدر را از رسیدن به اهداف شومش مأیوس و به عقب نشینی وامی  دارد. آمریکای مغروری که حتی شاه این مملکت به تعبیر امام راحل(ره) جرأت چپ نگاه کردن به سگشان را نداشت، نه تنها با اراده پولادین و ایمان و اتحاد و بصیرتش، آمریکا را از کشورش بیرون راند و دست اجنبی را از تار و پود کشور اسلامی ایران قطع نمود بلکه اکنون با مقاومت و ایستادگی بر حقوق خویش در همه عرصه ها، خوش درخشیده است.

از تجلی اقتدار ایران اسلامی در آبهای نیلگون خلیج فارس و توقف دو قایق جنگی آمریکا و دستگیری ۱۰ تفنگدار آمریکایی گرفته که برای اولین  بار صلابت ۶ نفر از فرزندان سپاهی ایران را از نزدیک مشاهده و خود را ذلیلانه و حقیرانه در چنگ آن ها می دیدند، تا عرصه جنگ دیپلماسی و مذاکرات سخت و پیچیده هسته ای که به فضل الهی برای اثبات حقانیت خویش اگرچه با تحمل هزینه های سنگین ولی اجازه تحمیل اراده دشمن مبنی بر باز کردن همه پیچ و مهره های تجهیزات هسته ای ایران را به بهانه واهی مقاصد نظامی، ندادند و بلکه طرف مقابل را در برداشتن تحریمهای مرتبط و لغو بخشنامه های ظالمانه علیه ملت ایران، تسلیم اراده خود ساخت.

در بحث پسابرجام، اگرچه هیچ  وقت به طرف مقابل به ویژه آمریکا خوشبین نبوده و نیستیم و برداشته شدن تحریمهای مرتبط با هسته ای را نیز، پایان هرگونه تحریم و یا تهدید و توطئه و دشمنی آمریکا نمی دانیم ولی به نوبه خود در عرصه جنگ دیپلماسی برای ملت شریف ایران که راست قامت و استوار بر استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی خویش ایستاده است، فرصتی شایسته می دانیم که اگر با هوشمندی دست اندرکاران و مسؤولان امر در رصد دقیق طرف مقابل و نظارت بر اجرای برجام، در چارچوب ارزشها و آرمانهای ملت بزرگ ایران و هدایتهای رهبر حکیم و فرزانه انقلاب، مسائل مرتبط با برجام پی گرفته بشود، امیدواریم گشایشی در مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم به وجود آید، چه آن که دولت مردان نیز این وعده و نوید را همواره داده اند اما آنچه نگران کننده است بدعهدی شیطان بزرگ آمریکاست، چه آن که در اولین روز پسابرجام خبرهایی از تحریمهای جدید از ناحیه آمریکا به  گوش رسید و یا به قول رهبری عزیز انقلاب، اظهاراتی از ناحیه برخی سیاستمداران آمریکایی مطرح می گردد که کاملاً موجب بدگمانی می باشد و لذا ضمن رصد هوشمندانه لازم است از خدعه و نقض عهد آمریکا و دولتهای مستکبر در مسأله اجرای برجام و بلکه دیگر مسائل، غفلت ننموده و همین میزان موفقیت که ثمره مقاومت و ایستادگی ملت شریف ایران و کوششهای مذاکره کنندگان می باشد را تجربه و اماره ای بدانیم بر عقب نشینی مستکبران زیاده خواه و زورگو از خواسته های به  ناحق و ظالمانه. هرچند که در این هماورد و پنجه در پنجه خصم نهادن متحمل خسارات و هزینه های غیرقابل جبران گردیده  ایم که از آن  جمله است شهادت مظلومانه دانشمندان هسته ای که همواره خون پاکشان و راه روشن و  باصلابتشان، پشتوانه پیشرفت و عزت و سربلندی ملت بزرگ ایران اسلامی بوده و هم چنان خواهد بود. ان  شاءالله .

ارسال دیدگاه